گروه ترجمه تخصصی بترجم

ترجمه تخصصی متون - بخش سوم

         
                  گروه ترجمه تخصصی بترجم
درکِ خوانندگان (3)
متون استدلالی و موفق و قابل اعتمادشامل درک فعال و غیر فعال می باشند. باختین اصلاً درک غیر فعال را یک نوع درک به حساب نمی آورد. اما آن را دریافت چیزی می داند که داده شده و قابل دسترسی می باشد. به طور کلی این اصطلاح و کاربردهای متنوع آن ارزش مطالعه جداگانه را دارد.
دیدگاه آتالی[1] در امر ترجمه کاربردی و عملی می باشد. به این دلیل که اغلب فرض بر این بوده است که مترجمان در یک سبک تکراری کار می­کنند. اگر عمل ساختن و درست کردن را به شکل باز آفرینی شروع کنند به سبب وفادار نبودن نسبت به متن اصلی سرزنش خواهند شد. اما با این حال عمل درست کردن و ساختن به عنوان بازی کردن برای خود بیرون از قاعده ها و هنجارها یک استراتژی ممکن در ترجمه می باشد. (حتی اگر همواره واقعی نباشد) آتالی بر اهمیت لذت در تولید تفاوتها و اختلافات اشاره می کند که ایده ای است که می توان آن را در همه ترجمه ها و حداقل در ترجمه برای کودکان آن را به کار برد: هر کس که در کار ترجمه برای کودکان است که باید اجازه ساختن و باز آفرینی را داشته باشد و از انجام آنها لذت ببرد. قطعاً زمانی که به ترجمه به عنوان عملی برای استفاده خوانندگان آینده می اندیشیم به این نتیجه میرسیم که مترجمان نه برای خودشان بلکه برای خوانندگان متن هایشان دست به ساختن هنری می زنند.
ترکیب هنری به معنای تولید اشتراکی است تا تبادل و مبادله ی یک پیام رمزدار: اما ترکیب هنری ما را از درک باز نمی داد، اگر چه ممکن است قئانین را تغییر دهد زمانی که خودمان را ابزار می­کنیم. رموز و قوانین جدیدی را خلق می کنیم. آتالیحتی عنوان می کند ترکیب هنری شامل دستور زبان یا مقدمات نمی باشد که بدین طریق نظریات او بسیار نزدیک است به نظرمیخائیل درباره گفت و گو شادمانی همان گونه که آتالیخاطر نشان می کند ترکیب هنری شامل اختلافات و تفاوتها، ظرافت معنایی می باشد :
"در ترکیب هنری ثبات و استحکام و از طرف دیگر تفاوتها دائماً مورد سوال قرار می گیرند. ساختن در جهان تکراری ثبت شده است بلکه در ظرافت معنایی و همیشگی که بعد از استفاده و مبادله به وجود می آید ثبت شده است. آن نه یک میل و نه یک تشویش است بلکه آینده ای است که در تاریخ اقتصاد دو واقعیت پیشگویانه موسیقی قرار دارد. چیزی است که از قبل وجود داشته است - در ارتباط روزانه ما با موسیقی به شکلی ضمن به آن اشاره شده است."
 
ایده باختین در مورد درک فعال بسیار نزدیک است به عمل ساختن، ترکیب و آمیزشی از اطلاعات قدیمی و جدید. این همان پذیرفتن و رد کردن است، گفتن بله یا خیر می باشد. کسی که درک می کند فعال است، موافقت می کند یا فخالفت می کند، سوال می پرسد و جواب می دهد با دلیل و مدرک.
اثبات ایده یک فرد و تعبیرِ (سخنانِ) یک خواننده را کاریست بس مشکل... . واقعاً توجه به واکنش های خواننده مشکلات زیادی را به وجود می آورد، اگر تلاش کنید که عبارت تنها معنی صحیح را تعریف کنید و یا حتی توجیه کننده ترین مفهوم از متن نوشته شده پ. د. جول[2] در اثر خود با نام تعبیر و تفسیر: یک مقاله در فلسفه نقد ادبی اشاره می کند که حتی اگر معنی از زوایای مختلفی قابل توجیه باشد فرض غیر عمدی صحیح نمی باشد و این که فهم یک اثر ادبی به این معنا ست که بفهمیم نویسنده قصد داشته است چه چیزی را انتقال داده و یا بیان کند. در بخش "آیا یک اثر تنها یک تعبیر صحیح دارد؟" جول به سوال خود این چنین پاسخ می دهد: "اگر چه یک در هر اثر ادبی معمولا ًچندین نوع خواندن ممکن و قابل قبول صورت می پذیرد اما یک مدرک قوی وجود دارد که نشان می­دهد که تنها و تنها یک تعبیر صحیح وجود دارد."
من با دیدگاه جول موافق نیستم. چرا که او تغییرات زمان، فرهنگ، مکان و تعبیرات شخصی را به شمار نمی آورد و در نظر نمی گیرد، اما متن ها را موضوعاتی که دارای وجود مادی هستند در نظر می گیرد. در اینجا معنا، همانطور که باختین آن را توصیف می کند، به یک شی تبدیل شده است.
میخائیل بِنتون[3] مساُله خواندن را از دیدگاه کودک بحث می کند و می پرسد، در هنگام خواندن چه چیزی واقعاً در سر کودکان جریان پیدا می کند. از نظر او خواندن یک رویداد خلاقانه و فعالانه می باشد و خوانندگان، که مترجم نیز شامل می­باشد، دومین خالقان و آفرینندگان می باشند یک دنیای ثانوی را خلق می کنند، دنیایی در تصوراتشان. " آنها چیزی را بازآفرینی می کنند که تصور بدیع و اصیل نویسنده را تخمین می زند." از این جهت آنها "ایفا کنندگان و مفسران متون می باشند."
از یک طرف، معقولانه است که بر اهمیت قوه تخیل و تصور کودک تاکید کنیم و از طرف دیگرعبارت آزادی در این جا غیر واقعی به نظر می رسد چرا که عبارت داستان در داستان صریحاً اشاره به تصور نویسنده دارد. موقعیت ثانوی خواننده نیز در وضعیتی پاین تر از نویسنده متن اصلی قرار می گیرد و از طرف دیگر این موقعیت به عنوان وضعیت آینده انگاشته خواهد شد. همان گونه که رولاند بارتز اشاره می کند نویسنده همیشه به عنوان بخشی از کتابش تصور می شود.
امروز خواندن به عنوان یک همکاری است و ترکیبی از آن چه که متن پیشنهادی می دهد و آن چه که خواننده به همراه می آورد. همان گونه که پنتون خاطر نشان می کند. خواننده، حتی مترجم، بر اساس دو تصور ( و یا بیشتر ) دست به آفرینش می زند، تصورات خودش و تصورات نویسنده پس رویداد متنی تنها به یکی از یکی از این تصورات تعلق ندارد بلکه در جایی بین آن دو تصور باقی می ماند. خواننده آیندها پیش بینی می کند، خواندن هم چنین شامل یک عنصر عطف کننده به ماسبق است. در تمرکز و توجه به خواننده خوه هایی وجود دارد. فکر و ذهن دگرگونی را در متن به وجود می آورد. خواندن هم به همین صورت است که این بدان معناست که خواننده براساس الگوهای داستان قدیمی، داستانهای جدیدی را خلق می کند و بدین طریق از نو داستان را زنده می کند. خواندن یک امر قرار دادی است: قرار دادها دو داستان در تجربه خواندن تاثیر می گذارد. به عنوان مثال ما یک اثر خیالی و توهمی را به شکلی متفاوت با سایر آثار ادبی می خوانیم. چرا که انجمن های تفسیر کننده ما به ما یاد داده اند که این نوع از ادبیات را فانتزیسس بنامیم و آن را به طرزی خاص بخوانیم.
همان گونه که فیش خاطر نشان می­کند یک شخص همواره عضوی از جوامع تعبیر کننده می باشد. که بر استراتژی های خواندن خواننده و تعابیر او از متن تاثیر می گذارد. جوامع تعبیر کننده از افرادی تشکیل شده اند که استراتژی های یک شی را نه برای خواندن بلکه برای نوشتن متون، ترکیب استعدادهایشان و تعیین اهدافشان به اشتراک گذاشتنه اند. به عبارت دیگر این استراتژی ها مقدم بر عمل خواندن می باشند و شکل و صورت هر آن چه که خوانده شده است رانشان می دهند. این جوامع در حال تغییرند و یک شخص ممکن است از یک جامعه به جامعه ای دیگر حرکت کند - درک دو جانبه علامتی است برای نشان دادن تعلق جامعه ای خاص. خواننده برای حرکت کردن کاملاً آزادی می باشد و استراتژی های او نیز ممکن است تغییر کند.
 تعریف فیش از جوامع تعبیر کننده به نظریه هانس روبرت جُوس[4] که عبارت است از افق انتظارات نزدیک می­باشد و مطمئناً بخشی از تعریفش بر اساس این نظریه بوده است. بر اساس ایده جُوس، واکنش های خواننده بر اساس افق و محدوده قابل تعریف می باشد:
"تجزیه و تحلیل تجربه ادبی خواننده، دام های تهدید کننده روانشناسی را دور خواهد کرد اگر واکنش و تاثیر یک اثر ادبی را مطابق چارچوبی تعریف پذیری از توقعات و انتظارات خواننده و توصیف کند: این چارچوب ارجاعی برای هر اثر، در لحظه تاریخی پیدایش و ظهورش از درک قبلی، از شکل و موضوع آثار شناخته شده قبلی و از تضاد بین زبان کار برای زبان شاعران توسعه پیدا می­کند."
حتی اگر جوس در نوشته های بعدیش نظریه افق انتظارات را بیشتر گسترش دهد، به نظر می رسد که تصورش بیشتر به متن نزدیک است تا به خواننده. استفاده از این نظریه در ارتباط با کتب کودکان ممکن است مسئله ساز شود، به عنوان مثال: به همان شکل که بزرگسالان به شکلهای مختلفی بر گرایشات و توقعات کودکانشان تاثیر می گذارند. در این جا باید دو نوع افق فکری را مورد توجه قرار دهیم: افق فکری کودک و افق فکری بزرگسال.
یک منتقد صحب نامِ دیگر، وولف گانگ آیزِر[5]، نظریه و ایده­ی خواننده ی ضمنی را مورد سنجش قرار داده است این عقیده به شکلهای مختلفی تعریف شده است. بر اساس یکی از این تعاریف، خواننده ضمنی به نویسنده اشاره دارد که دو تصویر را می آفریند. یکی تصویر خود و دیگری تصویری از خواننده متن. آیزر خاطرنشان می کند که " به خواننده تنها داستان تعریف نمی شود، او دائماً باید مشاهده و استنباط کند." آیزر یک اثر ادبی را با دو قطب متفاوت تعریف می کند. قطب هنرمندانه و قطب زیبا پسندانه قطب هنرمندانه به متن خلق شده توسط نویسنده اشاره دارد و قطب استاتیکی به تشخیص شکل گرفته توسط خواننده اشاره دارد. او همچنین خاطر نشان می کند که یک اثر ادبی بیشتر از یک متن می باشد و بر اهمیت بخشهای نوشته نشده متن تاکید می کند که همان خلاهایی هستند که خواننده باید آنها را بیابد. بنابراین نویسنده دو تصویر را می آفریند یکی تصویر خودش و دیگری تصویر خواننده: خواننده به واسطه نویسنده شکل دهی شدده است. اما اگر کسی معتقد به نامنتها بودن معانی در متون و نقش فعال خواننده باشد، همانطور که من نیز اعتقاد دارم، در این صورت اثبات دو قطبی بودن عمل خواندن و همچنین نقش مطلق نویسنده کاری غیر ممکن خواهد بود. اگر نویسندگان قادر به آفرینش حتی یکی از خوانندگان واقعی کتب خود باشند، در این صورت قادر خواهد بود چیزی ثابت، تغییر ناپذیر و تمام شده بیافرینند. که اگر فرض کنیم که معنی متون معلوم و معین و داده شده نیست بلکه هر زمان که خواننده کتابی را از قفسه بر می دارد شروع به خواندن آن می کند این معنا و مفهوم باز آفرینی می شود و در این صورت کاری غیر ممکن خواهد شد.
باختین در توصیف روان پاکسازی در رمانهای داستایوسکی، دیدگاهش را در مورد نامنتهایی این چنین عنوان می کند: هیچ چیز قطعی هنوز در جهان اتفاق نیفتاده است. هیچ صحبت نهایی از جهان و درباره جهان هنوز عنوان نشده است. جهان آشکار و آزاد است هر چیزی در آینده است و همیشه در آن باقی خواهد ماند. هر گونه اهدافی که نویسندگان داشته اند، خواه خوانندگان مجازی خود را تصور کرده باشند یا نه، خوانندگان آینده که شامل خوانندگان ترجمه های آنها خواهد بود، همواره این کتب را برای اهداف خودشان و از زاویه دید خود خواهند خواند.
هیچ سخنگو یا نویسنده ای نمی تواند کاملاً از فهم و درک کامل متنش مطمئن باشد. خواننده و شنونده همواره شخصیت پیش زمینه خود موقعیت های مختلف خواندن /دیدن/ شنیدن دخالت می دهند. به عبارت دیگر نویسندگان که شامل مترجمان هم می شوند، سخنان و تصورات خود را خطاب می کنند، با کسی به طور مستقیم صحبت می کنند، کسی که وجود خارجی ندارد. این فرد ممکن است یک ?ابر مخاطب? نامیده شود کسی که باختین او را به عنوان فردی که درک واکنشی و قطعی او از متن مفروض می باشد. تصور کودک از یک مترجم کتب کودکان ( و زمانه و جامعه او) را میتوان یک نوع از ?ابر مخاطب? توصیف کرد او سخنان، و ترجمه اش را به یک کودک معطوف می دارد. یک کودک بی تجربه یا باهوش، بی گناه یا با تجربه، این عامل بر روش او برای مخاطب قرار دادن کودک تاثیر می گذارد. و همچنین بر انتخاب کلمات و سخنانش هم تاثیر گذار می باشد. بعد در یک گفتوگوی واقعی یک کودک واقعی کتاب را بر می دارد. و آن را می خوانند و معنای جدیدی برداشت می شود. اما بودن وجود یک ابرمخاطب کتاب منسجم نخواهد بود. به عنوان مثال یک کتاب با تصاویری برای کودکان کوچک اما یک متن متشکل از کلمات برای کودک بازده­ی سنی بالاتر به ندرت می تواند کسی را مخاطب خود قرار دهد.
تصور سازی - یا تصور و تخیل - هم در مسیر دیگری اتفاق می افتد: خوانندگان هم مانند مترجمان نویسندگان کتبی که می خوانند را در ذهن خود تصور می کنند. همانند گَری سول مورسون[6] و کاریل اِمرسون[7]، باختین محقق و مترجم آمریکایی خاطر نشان می­کند که :? یک نفر می تواند تنها به شکل محاوره ای سخنش را به یک شخص شرح و گزارش دهد.? بنابراین خوانندگان کتب به اشخاصی که این کتب را نوشته اند را در ذهن خود تصور می­کنند.
 یک تجربه­ی خوانِشی همواره قوه تخیل مبتکرانه خواننده را نیز به کار می گیرد. که این قوه تخیل یک ظرفیت غریزی نمی باشد بلکه یک فعالیت روانی پیچیده است. بخشی از همه­ی رشد و پیشرفت شخص به دقت با محیط در ارتباط می باشد. بسیاری از محققان، همچون دیوید بلچ[8]، بر اهمیت دوران کودکی بر تاثیر آن بر رشد قوه تخیل کودک تاکید می کند. ارتباط میان کودک و ما بسیار حائز اهمیت است. به این دلیل که کودک به واسطه ی مادر با یک زبان آشنا می­شود:
"در زندگی هر کس با زبان مادری صحبت می کند که این مساله بازتابی اصطلاحی است به این حقیقت که اکثریت قریب به اتفاق بشر از زبان استفاده می­کنند، از طریق اولین ارتباط با مادر. درست همانطور که هر دو جنس دختر و پسر از مادر متولد می شوند، پایه و اساس زبان هر دو جنس هم از مادر می باشد. زبانهایی که در اجتماع شکل گرفته اند و ما می توانیم آنها را در بزرگسالان بیابیم در حقیقت پاسخ و شکل توسعه یافته ای هستند از صمیمیت زبانی و کلامی و جهانی ارتباط میان مادر و فرزند. اما علم روانکاوی در کار خود تنها از زبان استفاده نمی کند بلکه از زبان به واسطه ی ارتباط استفاده می­کند که چگونگی فراگیری زبان در کودکی را بازگو می کند."­
این سخنان با نظر دوگلاس روبینسون[9] در مورد جسمیت مطابقت دارد: کلمات تصورات انتزاعی نیستند بلکه در یک حس مشخص و یا حتی یک واکنش فیزیکی قوی به وجود می آیند.
از دیدگاه ترجمه، همه ی این مسائل مهم می باشند، همچنان که آنها پایه هایی برای خوانش های آینده ما از ادبیات خواهند بود. در یک موقعیت گفتوگویی مترجم می خواند و خوانش خود را به زبان دیگری برای خوانندگان فرهنگی دیگر می نویسد. همواره ترجمه بر پایه­ی تجربه ی خوانش مترجم و تعامل بین خواننده و نویسنده کتاب استوار می باشد.
برای مشاهده قسمت اول این متن به اینجا، و برای مشاهده قسمت های بعدی آن به ترتیب به اینجا: (1)، (2) ،(3) ،(4) ،(5) ،(6) و (7) مراجعه کنید.

نویسنده: علی سبزه ای
کارشناس ارشد ترجمه


[1] Attali
[2] P. D. Juhl
[3] Michael Benton
[4] Hans Robert Jauss
[5] Wolfgang Iser
[6] Gary Saul Morson
[7] Caryl Emerson
[8] David Bleich
[9] Douglas Robinson
مطالب مرتبط
ترجمه تخصصی متون - بخش دوم

ترجمه تخصصی متون - بخش دوم

22:06 1395/09/19

در درک هر متنی، خصوصا در ترجمه، معانی از کجا می آیند؟

ادامه مطلب
ترجمه تخصصی متون - بخش اول

ترجمه تخصصی متون - بخش اول

21:42 1395/09/19

در ترجمه یک متن یا حتی در درک هر متنی، معانی از کجا می آیند؟

ادامه مطلب
ترجمه تخصصی متون - مقدمه

ترجمه تخصصی متون - مقدمه

17:30 1395/09/19

ترجمه تخصصی متون - مقدمه ، در درک هر متنی، خصوصا در ترجمه، معانی از کجا می آیند؟

ادامه مطلب
ترجمه تخصصی برای کودکان - بخش چهارم

ترجمه تخصصی برای کودکان - بخش چهارم

23:55 1395/08/14

در ترجمه یک متن یا حتی در درک هر متنی، معانی از کجا می آیند؟

ادامه مطلب

خدمات

آخرین مطالب

تخفيف 20 درصدي به مناسبت اولين سالگرد فعاليت وب سايت بترجم

از تاريخ 9 مهر ماه تا 30 مهر ماه تخفيف 20 درصدي براي همه سفارشات با هر کيفيتي

14:11 1396/07/10
اولین سالگرد فعالیت وب سایت بترجم

یک سال قبل در تاریخ 9 مهرماه 95 فعالیت وب سایت بترجم شروع شد

14:04 1396/07/10
عضویت بترجم در انجمن عملی تجارت الکترونیک ایران

بترجم به عضویت حقوقی انجمن تجارت الکترونیک ایران درآمد

17:25 1396/04/16
کاهش هزینه ترجمه در همه تخصص ها و کیفیت ها

کاهش 10 درصدی هزینه های ترجمه در همه تخصص ها و کیفیت ها به نفع کاربران بترجم

17:01 1396/04/16
پیشاپیش عید فطر مبارک باد

عید واقعی آن روزی است که در آن معصیت خدا نکنیم

10:35 1396/04/04
ترجمه فارسی به انگلیسی

در این نوع ترجمه مترجم می بایست دقت لازم را مبذول دارد تا بتواند ترجمه کاملی ارائه داده و عمق مطلب را انتقال دهد.

18:13 1396/04/03
ترجمه تخصصی آنلاین اهمیت تغییر در ترجمه

اهمیت تغییر در ترجمه از کجا می آید ؟ قرض گرفتن در ترجمه به چه معنای میباشد. ؟

20:13 1396/03/31